اقتصاد برای همه-قسمت سوم- سیاست های پولی

زمان میانگین برای مطالعه 15 دقیقه

بروزرسانی: 24 مرداد، 1401
نظرات 1

در این مقاله به سیاست های پولی و مالی پرداخته شده است.سیاست های پولی و مالی بر روی اقتصاد یک کشور اثر می گذارند. در اغلب کشورها بانک مرکزی به عنوان نهاد پولی و دولت به عنوان نهاد اجرایی وظیفه ی صیانت و نگهبانی از اقتصاد را بر عهده دارند.

این مقاله توسط آقای مجید صفری از دانشجویان دانشکده ی بازار نگارش یافته است.

سیاست های پول (Monetary Policy) قسمت اول

 حتما تا حالا موقع گشتن تو فضای مجازی یا دیدن اخبار با عبارت سیاست های پولی و مالی زیاد برخورد کردی .

شاید برات سوال پیش اومده باشه که چی هستن اینا؟ به چه دردی میخورن ؟ اصلا برای چی به وجود اومدن و چجوری میتونن روی اقتصاد یه کشور تاثیر بزارن ؟ توسط کی تنظیم میشن و با چه ابزارهایی اجرا میشن؟

اگه تا آخر این مقاله همراه من باشی مطمئن باش بعد خوندنش چیزای جالبی متوجه میشی و جواب خیلی از سوالاتت رو میگیری.

قبل از هر چیز باید یه نکته مهم رو بدونی و اونم اینه که توی تمام کشورهای دنیا دو تا نهاد کاملا مستقل از هم وجود داره که وظیفه شون اینه از اقتصاد اون کشور عین یه نگهبان یا یه پزشک محافظت و مراقبت کنن . یکی بانک مرکزی به عنوان نهاد پولی و یکی دولت به عنوان یه نهاد اجرایی

البته تو بعضی از کشورها هم این دوتا خیلی هم از همدیگه مستقل نیستن، مثل کشور خودمون!

مطمئنا هیچ نگهبان یا پزشکی بدون تجهیزات، کاری از دستش برنمیاد پس برای اینکه این دو تا نهاد بتونن به وظیفه شون عمل کنن، احتیاج به یه سری ابزارها دارن. به مجموعه ابزارهای نهاد پولی یا همون بانک مرکزی، میگن سیاست های پولی و به ابزارهای دولت هم میگن سیاست های مالی.

ممکنه تصور کنید که سیاست‌های پولی و مالی اختراع جدیدی توی اقتصاد محسوب میشن، اما حقیقت اینه که سابقه ی به وجود اومدن این تلاقی اقتصاد و سیاست به گذشته‌ای خیلی دور برمی‌گرده. به نظر می‎رسه اگر بخوایم ریشه قدیمی ترین سیاست‌های پولی اجرا شده رو پیدا کنیم باید اولین مخترع این سیاست‌ها رو کسانی بدونیم که برای اولین بار در تاریخ  پول‌ها رو کم ارزش کردند. در واقع این سیاست‌ها برای اولین بار، زمانی اجرا شد که دولت‌ها سکه‌ها رو جمع آوری کردن و بعد از ذوب کردنشون اونا رو با فلزات ارزون قیمت‎تر ترکیب ‌کردن و از این راه وزن و عیار سکه رو تغییر ‌دادن. کم کردن ارزش پول تو سال‎های آخر امپراطوری روم در سطح گسترده‌ای انجام میشد، اما تکمیل اون تو اروپای غربی به دوره‎های میانه اخیر برمی‌گرده.

تو قرن 15 میلادی پادشاهای فرانسه هم که توانایی گرفتن مالیات به اشکال عادی‌تر رو نداشتن، به نوعی از روش کاهش ارزش پول استفاده کردن و تونستن از پول کاهش یافته به عنوان یک مالیات تورمی برای تأمین هزینه‌های  جنگ 100 ساله با انگلستان استفاده کنن. با این حساب میشه گفت اجرای سیاست‌های پولی و مالی تاریخچه ای تقریبا به اندازه تاریخچه اختراع سکه و پول کاغذی داره.

اجازه بدید خیلی از بحثمون منحرف نشیم  ...

به طور خلاصه بانک مرکزی با استفاده از سیاست‌های پولی سعی میکنه مدیریت عرضه ی پولِ در گردش رو تحت کنترل دربیاره، فعالیت های اقتصادی رو تحریک کنه و به یه رشد پایدار اقتصادی برسه. در واقع بانک مرکزی با مدیریت عرضه پول، روی فاکتورهای مهم اقتصادی مثل تورم ، میزان مصرف یا تقاضا، رشد اقتصادی و حجم نقدینگی تاثیر میزاره. علاوه بر تعدیل نرخ بهره، بانک مرکزی ممکنه اوراق قرضه دولتی رو بخره یا بفروشه ( عملیات بازار آزاد یا OMO)، نرخ برابری ارزهای خارجی (foreign exchange rates یا همون forex) رو تنظیم کنه و یا حتی توی مقدار پول نقدی که بانک ها ملزم به نگهداری به عنوان ذخایر هستن، تجدید نظر کنه. اگه تا اینجا برات یه کم سخت بود ناراحت نباش جلوتر تک تک اینا رو کامل توضیح میدم.

اما سیاست مالی مربوط به اقداماتیه که تو بودجه خودش رو نشون میده که با این حساب  توسط دولت ها تعیین میشه. افزایش اشتغال و درآمد از مهم‌ترین نتایجی هستش که تو این سیاست دنبال میشه. این سیاست ها عمدتا از طریق تنظیم مالیات و مخارج دولت اعمال میشن.

(سیاست های مالی و پولی )

 

توی این مقاله تمرکزمون رو روی سیاست های پولی و ابزارهاش مخصوصا توی اقتصاد آمریکا به عنوان  اقتصاد پیشرو میزاریم. قانون اساسی آمریکا تو سال 1913 سیستم فدرال رزرو رو به عنوان بانک مرکزی ایالات متحده ایجاد کرد. وظیفه اصلی اون اجرای سیاست پولی کشور برای ارتقای حداکثر اشتغال، ثبات قیمت‌ها و نرخ‌های بهره بلندمدت ، تو اقتصاد ایالات متحده ست. همچنین وظیفه ارتقای ثبات سیستم مالی و تنظیم موسسات مالی رو به عهده داره.

سیاست پولی ایالات متحده توسط کمیته بازار آزاد فدرال ( FOMC)، که متشکل از هیئت رئیسه فدرال رزرو و 5 رئیس از 12 بانک فدرال رزرو هستش انجام میشه و توسط هر دوازده بانک فدرال رزرو منطقه ای اجرا میشه.

اما اجازه بدید بریم سر مبحث اصلیمون یعنی همون سیاست های پولی ....

 

عوامل موثر در تعیین سیاست های پولی

بطور کلی میشه گفت بانک های مرکزی برای تعیین سیاست های پولیشون باید بجز معیارهای عرضه پول، عوامل زیاد دیگه ای رو مدنظر قرار بدن و بر اساس اونا تصمیم گیری کنن. ( برای شناخت معیار های عرضه پول میتونید به مقاله ی عرضه پول و کل های پولی که توسط دوستان خوبم تهیه شده و روی همین وب سایت قرار داره مراجعه کنید). عواملی مثل داده های اقتصاد کلان (مثل رشد ناخالص داخلی (GDP) ، نرخ تورم، نرخ تولیدات صنعتی و .... ) و همینطور تحولات ژئوپولیتیک مثل تحریم های نفتی و حتی اعمال یا لغو تعرفه های تجاری هم باید مورد توجه قرار بگیرن . از طرفی سیاست-گذارهای پولی باید نگرانی های مطرح شده توسط گروه هایی که نماینده صنایع و مشاغل خاص هستن، نتایج نظرسنجی از سازمان های خصوصی و ورودی های بقیه ی سازمان های دولتی رو هم، در نظر بگیرن. خداییش کارشون سخته نه !؟

اما خبر خوب اینه که نهاد های پولی تنها نیستن و دولت ها با استفاده از سیاست های مالی به کمکشون میان. دولت ممکنه استقراض و مخارج خودش رو افزایش بده تا رشد اقتصادی رو تحریک کنه، یا با استفاده از افزایش مالیات سعی کنه توی سیاست های انقباضی مشارکت داشته باشه. هر دو ابزار پولی و مالی موقع همه گیری کرونا، به وفور مورد استفاده قرار گرفتن.

 

انواع سیاست های پولی

سیاست پولی انبساطی
اگه کشوری به دلیل رکود درگیر بیکاری بالا باشه ، نهاد پولی می تونه با اجرای سیاست انبساطی (افزایش عرضه پول) باعث  افزایش رشد اقتصادی بشه. بعنوان مثال  مقام پولی، نرخ‌های بهره رو کاهش میده تا مردم رو به خرج کردن پول تشویق کرده و پس انداز اون رو غیرجذاب کنه.

افزایش عرضه پول تو بازار با هدف افزایش سرمایه گذاری و هزینه کردِ مصرف کننده ست. نرخ بهره پایین به این معنیه که مشاغل و افراد می تونند با شرایط  خوبی وام بگیرن. خیلی از اقتصادهای پیشرو تو سراسر جهان از زمان بحران مالی  2008 و بخصوص بعد پاندمی کرونا ، تا چند ماه پیش به این رویکرد انبساطی پایبند بودن و نرخ بهره رو صفر یا نزدیک به صفر نگه داشتن. از جمله سیاست های پولی انبساطی میشه به این موارد اشاره کرد :

 خرید اوراق بهادار از بازار آزاد

کاهش ذخایر قانونی بانکها

کاهش نرخ بهره بانکی

 

سیاست پولی انقباضی
ازین نوع سیاست ها برای مقابله با تورم و کاهش عرضه پول استفاده میشه . این کار می تونه رشد اقتصادی رو کاهش و حتی بیکاری رو افزایش بده، اما اغلب برای خنک کردن اقتصاد و کنترل قیمت ها ضروریه. تو اوایل دهه 1980 با دو رقمی شدن تورم آمریکا، فدرال رزرو نرخ بهره معیار خودشو به رکورد 20 درصد افزایش داد. هرچند نرخ‌های بالای بهره باعث رکود شد، اما تونست تورم رو طی چند سال آینده به محدوده مطلوب 3 تا 4 درصد برگردونه. (کاری که تو این روزها هم سعی داره انجامش بده ) . سیاست های انقباضی رو هم میشه تو موارد زیر خلاصه کرد :

فروش اوراق بهادار در بازار آزاد

تشدید الزامات ذخیره قانونی

افزایش نرخ بهره بانکی

ابزارهای سیاست پولی

بانک‌های مرکزی از ابزارهای مختلفی برای شکل‌دهی و اجرای سیاست‌های پولی استفاده می‌کنن که در ادامه باهاشون آشنا میشیم:

عملیات بازار آزاد یا بازار باز (Open Market Operations)


اولین ابزار خرید و فروش اوراق قرضه کوتاه مدت تو بازار آزاد با استفاده از ذخایر جدید بانکیه که به عنوان عملیات بازار آزاد (OMO) شناخته میشه. حالا این یعنی چی و سازوکارش چجوریه؟

قبل از توضیح سازوکار OMO باید بدونید بجز نرخ بهره ای که بانک ها به شما وام میدن یه نرخ بهره دیگه هم وجود داره . بانک ها برای تراز کردن نقدینگی و داراییشون، بصورت مداوم و در هر 24 ساعت توی بازاری که بهش میگن بازار بین بانکی در حال تبادل وام بین خودشونن . این وام که بین خود بانکها رد و بدل میشه یه نرخ بهره داره که بهش میگن «نرخ بهره بین بانکی». هدف اصلی بانک‌های مرکزی، هدایت نرخ تورم و بهره بین بانکی به سمت اهدافشه، پس با کنترل حجم پول از طریق خرید و فروش اوراق بهادار (اوراق قرضه دولتی، اوراق با پشتوانه دارایی و یا اوراق خزانه‌داری ) تو بازار بین‌بانکی به دنبال رسیدن به این هدفه. یا به عبارت ساده تر برای کنترل fund rate و تورم میان اوراق رو خرید و فروش میکنن. چطوری ؟؟؟؟

با توجه به نرخ تورمی که مدنظرشونه، میان یه بازه‌ای برای نرخ بهره بین بانکی تعیین میکنن که کریدور نرخ بهره هم بهش میگن .

معمولا بانک مرکزی تا زمانی که نرخ بهره بازار بین بانکی داخل کریدور باشه، کار خاصی انجام نمیده. اما به محض اینکه، نرخ بهره بازار بین‌بانکی به سقف یا کف کریدور نزدیک شه، با خرید و فروش اوراق دولتی و اسناد خزانه اقدام به تزریق یا برداشت نقدینگی، تو بازار بین بانکی میکنه.

وقتی اوراق به بانک ها فروخته میشه یعنی در واقع عرضه پول کم میشه، پس به دنبال اون نرخ بهره بین بانکی و بالطبع خود بهره بانکی افزایش پیدا میکنه، پس اقتصاد از تورم فاصله میگیره. اما به محض اینکه احساس کنه شرایط رکودی قریب الوقوعه و امکان داره چرخ اقتصاد کندتر از پیش بینی ها بچرخه  این اوراق رو دوباره میخره و با تزریق نقدینگی به زنجیره ی بین بانکی روال قبل رو بصورت معکوس طی میکنه. پس اینطوریه که OMO می‌تونه نرخ بهره بازار بین ‌بانکی رو تنظیم کنه و به تحقق اهداف نهایی اقتصاد کمک کنه.

حالا این اوراق دولتی چندتا حسن بزرگ هم داره برای خریدارانش داره که به چندتاش اشاره میکنیم:

برخورداری از حداقل ریسک

قابلیت نقد شوندگی بالا و وثیقه‌گذاری

دوره زمانی کوتاه‌مدت

نرخ بهره مشخص

قابلیت بلوکه کردن

عملیات بازار باز تو اکثر کشورهای پیشرفته که بازارهای ثانویه ( بازار بورس) ساختاریافته‌ای دارن ، از طریق خرید و فروش اوراق قرضه دولتی توی اون بازارها صورت می‌گیره، اما تو کشورهای در حال توسعه و یا کمتر توسعه‌یافته بانک‌های مرکزی به ‌طور مستقیم اقدام به انتشار اوراق می‌کنن. تو شکل زیر میتونید مکانیسم OMO رو کامل متوجه بشید :

            

(مکانیزم عمکرد OMO)

 

نرخ تنزیل Discount Rate
بانک های تجاری دو تا راه برای استقراض پول برای نیازهای عملیاتی کوتاه مدتشون دارن. اونا می تونن با نرخ بین بانکی از بانک های دیگه وام بگیرن یا می تونن پول مورد نیازشون رو از بانک مرکزی قرض بگیرن. معمولا وام گرفتن از بانک مرکزی آخرین راه برای رفع کمبود نقدینگی یا حتی ورشکستگی بانکهاست.

دومین ابزار مهم  سیاست پولی تغییر نرخ بهره ایه که بانک مرکزی به بانک ها وام میده . به بهره این وام میگن نرخ تنزیل. این وام ها معمولا خیلی کوتاه مدتن: 24 ساعت یا کمتر

حالا موقعیتی رو تصور کنید که یه بانک آخر روز کاری تراز واریزها و برداشتاتش منفی شده ، پس برای جبران کمبود نقدینگیش تو بازار بین بانکی در به در دنبال وام گرفتنه ولی هیچ بانک دیگه ای حاضر نیست بهش وام بده. به عنوان آخرین راه چاره میره دست به دامن بانک مرکزی میشه. بانک مرکزی هم روشو زمین نمیندازه بهش وام میده منتها با نرخ بهره بالاتر از بهره بین بانکی. تازه باید اوراق هم وثیقه بذاره . مثلا تو آمریکا نرخ تنزیل معمولا 100 واحد ( یک درصد) بالاتر از نرخ بهره بین بانکیه چون فدرال رزرو ترجیح میده بانک ها از همدیگه وام بگیرن تا به طور مستمر روی ریسک اعتباری و نقدینگی همدیگه نظارت داشته باشن. چقدر زیبا !!!!....

                        

استفاده از وام های بانک مرکزی معمولا توی شرایط بحرانی اقتصاد به اوج خودش میرسه (مثل سال های 2007 و 2008). آگوست 2007، شورای حکام نرخ تنزیل اولیه رو از 6.25% به 5.75% کاهش داد.

اکتبر همون سال، یک ماه بعد از بحران Lehman Brothers، استقراض از بانک مرکزی به 403.5 میلیارد دلار رسید. این در حالی بود که از سال 1959 تا 2006 میانگین ماهیانه این عدد فقط 0.7 میلیارد دلار بود.

FOMC همینطور دوره وام دهی رو از یک شبه به 30 روز و بعدش توی مارس 2008 به 90 روز افزایش داد. وقتی اقتصاد دوباره کنترل خودشو رو به دست گرفت و اوضاع آروم گرفت، اون اقدامات موقت لغو شد و میزان و زمان نرخ تنزیل به حالت عادی برگشت.

بانک ها بسته به این که نرخ تنزیل چقدر باشه، کمتر یا بیشتر به مشتریاشون وام میدن . بانک مرکزی زمانی که احساس کنه تورم داره زیاد میشه و پول زیادی تو جامعه ست، میاد نرخ تنزیل رو زیاد میکنه تا بانک ها کمتر بتونن ازش وام بگیرن و به دنبال اون کمتر هم به مشتریاشون وام بدن و این زنجیره باعث میشه عرضه پول و نقدینگی تو سطح جامعه کاهش پیدا کنه.

حالا زمانی که خطر رکود احساس بشه با کاهش نرخ تنزیل این زنجیره بصورت معکوس عمل میکنه و با افزایش عرضه پول چرخ اقتصاد به حرکت درمیاد. چون مردم راحت تر وام میگیرن و براشون میصرفه، پس با وام هایی که گرفتن میرن فعالیت اقتصادی میکنن .

 

نسبت ذخایر بانکی  Cash Reserve Ratio
همه ی بانکها باید یه نسبتی از سپرده های مشتریانشون رو پیش بانک مرکزی وثیقه بزارن تا این اطمینان به وجود بیاد که میتونن بدهی هاشون رو پرداخت کنن. حالا بانک مرکزی میتونه با کم و زیاد کردن میزان این نسبت، عرضه پول رو کنترل کنه. کاهش این ذخایرِ، سرمایه بیشتری رو برای بانک ها برای ارائه وام یا خرید سایر دارایی ها آزاد می کنه. افزایش اون وام دهی بانکی رو کاهش میده و رشد رو کند می کنه.

          

 

سیاست های پولی غیر متعارف یا مدرن
سیاست پولی غیر متعارف هم تو چند سال اخیر محبوبیت پیدا کرده . تو بحران های شدید اقتصادی، مثل بحران مالی سال 2008 و دوران کرونا، فدرال رزرو ایالات متحده ترازنامه اش رو با تریلیون‌ها دلار اسکناس‌های خزانه و اوراق بهادار با پشتوانه وام مسکن (MBS) پر کرد و برنامه‌های جدید وام‌دهی و خرید دارایی رو معرفی کرد مثل وام با تخفیف، عملیات بازار باز، و QE. مقامات پولی بقیه ی اقتصادهای پیشرو هم از این روش پیروی کردن. اما بحث سیاست های پولی غیر متعارف خیلی پیچیده تر و جالبتر ازین حرفاست پس اگه دوست داشتی بیشتر درموردش بدونی منتظر باش تو مقاله بعدی مفصل بهش میپردازیم....

 

بیانیه ها
بانک های مرکزی ابزار قدرتمندی برای شکل دادن به انتظارات بازار از طریق اعلامیه های عمومی خودشون در مورد سیاست های احتمالی آینده دارن. بیانیه‌های بانک مرکزی و اعلامیه‌های سیاستی ، بازارها رو به حرکت در میاره و سرمایه ‌گذارانی که درست حدس می‌زنن که بانک‌های مرکزی چیکار میخوان بکنن، می‌تونن سود قابل توجهی کسب کنن.

اما در پایان لازمه با یه تعریف خیلی مهم آشنا بشیم . موضوعی به نام بهره واقعی .

بیاید تصور کنید شما 100 میلیون تومن پول دارید و تصمیم داشتید با اون پول مثلا یه ماشین اضافی بخرید ( الکی مثلا با 100 تومن ماشین میدن )))) . شب تو اخبار اعلام میکنه بانک مرکزی گفته هرکی پولاشو بیاره بزاره بانک بهش 20% سود سالانه میدیم . تو شرایط عادی میگی خب این ماشین که قیمتش  تا سال دیگه نهایتا میخواد 5% گرونتر شه از طرفی تازه استهلاک هم داره پس صبح بلند میشید و میرید بانک و پولتون رو دو دستی تقدیم رییس بانک میکنید تا بعد از یکسال 120 میلیون بهتون برگردونه. حالا اگه قرار باشه این ماشین سال بعد بجای 5% ، 30% قیمتش گرونتر شه اون وقت چی؟ مسلما دیگه نمیصرفه پول توی بانک گذاشتن چون نرخ بهره واقعی دیگه 20% نیست بلکه 10-% . پس نرخ بهره واقعی زمانی به دست میاد که تورم رو از نرخ بهره اسمی  کم کنیم .

تورم – بهره اسمی = بهره واقعی

حالا اگه بهره واقعی مثبت باشه یعنی نرخ تورم کمتر از بهره بانکیه و اگه منفی باشه یعنی قیمت ها با سرعت بیشتری نسبت به نرخ بهره بانکی رشد میکنن هستیم . به این ترتیب وقتی تورم بالا ست، انگیزه‌هایی برای دریافت وام وجود داره، خصوصا از نهادهایی که نرخ بهره پایین‌تری ارائه میکنن. در چنین شرایطی افراد گاهی اقدام به وام گرفتن با نرخ بهره واقعی منفی می‌کنن و اون رو تو جاهایی سرمایه ‌گذاری می‌کنن که اقلا به اندازه تورم رشد کنه.

یکی از معیار های خوبی که در کنار بهره واقعی مثبت قرار میگیره سرعت گردش نقدینگیه. این یه کم پیچیدگی داره. سرعت گردش نقدینگی در هر اقتصاد از تقسیم کل GDP بر نقدینگی بدست میاد. اگه این سرعت کم بشه، مثلا 4 بوده بشه 3 و از طرفی نرخ بهره واقعی هم مثبت باشه واضحا این اقتصاد با پول پر بهره مواجهه.

نقدینگی / GDP = سرعت گردش نقدینگی

بهره واقعی مثبت + کاهش سرعت گردش نقدینگی = اقتصاد پر بهره

پس پول پر بهره یعنی چی؟ یعنی پولی که نزولش نمی صرفه. چرا میگیم نزول نمی گیم بهره؟ چون نزول در ذهن بنده یعنی مقداری از بهره که اقتصاد قابلیت بازدهی اون قدر رو نداره. فرض کن بهره واقعی مثبت 10 هست بعد رشد GDP یک درصد. در چنین حالتی بهره واقعی مشخصا نزوله .  (به نقل از استاد عزیزم مهدی جان رجبی)

فکر میکنم تا الان دیگه خیلی چیزا یاد گرفتیم و دیگه خیلی راحت میتونیم هرجا اسمی از سیاست های پولی ، اصطلاحات و آمار و اعدادش اومد یه برداشت و تحلیل خیلی خوب داشته باشیم .

دوست عزیز من ، حالا که تا اینجا انقد همراه بودی و یه قدم بزرگ دیگه تو مسیر یادگیری و رشد خودت برداشتی ، پس قبل از هر چیز یه خداقوت و باریکلا جانانه به خودت بگو و بعد آماده باش تا باهم توی مقاله بعدی با دنیای جالب و شیرین اقتصاد بیشتر آشنا بشیم .

 

این مقاله توسط دانشجویان دانشکده ی بازار گروه سرمایه گذاری مهدی رجبی نگارش یافته است و گروه سرمایه گذاری مهدی رجبی نسبت به کلیه ريسك ها، تصمیمات، برداشت ها و اقدامات شما عزیزان، سلب مسئولیت می نماید و مسئولیت یا پاسخی برای معاملات دوستان نخواهد داشت.
در گروه سرمایه گذاری مهدی رجبی دوره های مختلفی وجود دارد که می توان به کتاب بازاریابی در رکود، آموزش مدیریت سرمایه، دوره جامع ارزهای دیجیتال، دوره رایگان آشنایی با ارزهای دیجیتال، دوره معامله گری در بازارهای مالی، آموزش صرافی کوکوین  و تحلیل بازارهای مالی و پیش بینی اقتصاد 1401  اشاره کرد.
مقالات گروه سرمایه گذاری مهدی رجبی در دسته بندی های تحلیل ارز دیجیتال، تحلیل اتریوم، تحلیل آلت کوین ها، تحلیل بیت کوین، تحلیل ریپل، تحلیل دوج کوین است.

نظرات

اسماعیل
2 ماه پیش
دستمریزاد مجید جان. فقط یه سوال. اگه رشد gdp یک درصد بود نرخ بهره واقعی حدودا چند باشه میگیم میتونیم بگیم با اقتصاد کم بهره مواجهه هستیم؟
پاسخ دهی