نقش اضطراب در معامله گری

زمان میانگین برای مطالعه 10 دقیقه

بروزرسانی: 08 آبان، 1401
نظرات 10

هستۀ اضطراب توسط خانواده، در خاکِ حاصلخیزِ روانِ کودک، کاشته می شود. این کار به وسیله سرکوب خشم و انتقاد صورت می پذیرد. در دوران بزرگسالی، جامعه و حکومت ها نقش پر رنگ تری در این سرکوب بازی می کنند و آن هسته، با گذشت زمان، به یک درخت تنومند تبدیل می شود.

این مقاله ی تحلیلی توسط آقای شهریار عبدی،  از دانشجویان دانشکده بازار نوشته شده است.

شکل گیری اضطراب

کودک هنگامی که تحت تنش های خانواده قرار می گیرد، مقداری خشم و اعتراض در او ایجاد می شود ولی به دلیل ضعف در برابر والدین و فرهنگ جامعه، این خشم را فرو می خورد و به اجازه بروز به آن نمی دهد. حتی اگر کودک در موقعیتی این خشم را آشکار کند، به بهانۀ تربیت سرکوب می شود. خشم و عصبانیت فرو خورده شده در کودک تبدیل به یک احساس ناایمنی و اضطراب درونی می شود که سنگ بنای مشکلات عصبی شخص در آینده است.

موانع بروز خشم در ابتدا بیرونی و محیطی است ولی با گذشت زمان و تکرارِ سرکوب خارجی، به درون ذهن منتقل می شود. در این حالت شخص قبل از نمایشِ اعتراض یا خشم، خودش جلوی آن را میگیرد و از بروز آن جلوگیری می کند.

از آنجا که خانواده، باعث شکل گیری جامعه و حکومت است، پس از دوران کودکی نیز همین رفتار سرکوب گرانه در مقیاسی بزرگتر رخ می دهد و خشم یا انتقاد افراد، به شکل وسیع تری سرکوب می گردد. به این صورت، هر فرد بزرگسال در جامعه با دو مانع درونی و بیرونی برای بروز انتقاد و اعتراض خود مواجه است و همین عامل، باعث تجمع مقدار زیادی خشم و عناد در درون شخص خواهد شد.

 از آنجا که هیچکس تمایل یا تحمل رو به رو شدن با خشم های خود را ندارد، تلاش میکند تا آنها را از ذهن آگاه خود دور سازد. ولی این کار باعث از بین رفتن احساسات خصمانه نمی شود و فقط آنها را به ناخودآگاه تبعید می کند. به دلیل شرایط پر تنش اجتماع و سرکوب های مداوم، هر بار مقدار بیشتری خشم به ناخودآگاه سرازیر شده و تولید اضطراب مضاعف می کند

تفاوت ترس و اضطراب

ترس یک عامل خارجی و واقعی دارد مانند زلزله یا حمله یک حیوان درنده، همچنین افراد رفتاری تقریبا یکسان در برابر عامل ترس از خود نشان می دهند. اما در اضطراب خطر توسط شخص ایجاد می شود پس عامل عینی و واقعی ندارد. به همین دلیل اضطراب یک نفر برای شخص دیگر بی معنی است.

برای مثال یک نفر از این می ترسد که اگر معامله ای را آغاز کند نتواند احساساتش را کنترل کند و همۀ پول خود را از دست بدهد. در حالی که شخص دیگر چنین ترسی ندارد.

ویژگی های اضطراب

اضطراب ها، فارق از شکل و ظاهر متفاوت، همیشه چند ویژگی یا مشخصه را با خود همراه دارند.

اولین مؤلفۀ اضطراب یأس است. از آنجا که اضطراب یک حس مبهم و غیر واقعی است، فرد نمیتواند یک واکنش یا تدبیر مشخص را برای مقابله با آن بیاندیشد؛ برای همین احساس یأس و درماندگی وجودش را فرا میگیرد. شخص تلاش می کند با مخفی یا انکار کردن اضطراب، خود را از حس ناامیدی و یأس درونی برهاند.

مشخصه دوم اضطراب، غیر منطقی بودن است. از آنجا که اضطراب فاقد دلایل واقعی است، واکنش هایی که در فرد ایجاد می کند نیز غیر منطقی می شود. ولی چون برای آدمی سخت است که باور کند توسط عوامل غیر منطقی کنترل و هدایت می شود، تلاش دارد تا رفتار خود را موجه و منطقی نشان دهد.

برای مثال اضطراب در شخص معامله گر باعث شکل گیری یک دیدگاه غیر منطقی نسبت به مارکت می شود؛ سپس او تلاش می کند با ارائۀ یک تحلیل منطقی، دیدگاه غیر منطقی خود را بپوشاند. زیرا نمی تواند با اضطراب و نیروهای کنترل کنندۀ درونی خود رو به رو شود.

ویژگی سوم اضطراب، تضاد با خود ایده آلی است. پذیرفتن اینکه عوامل کنترل کنندۀ شخص غیر منطقی و غیر واقعی هستند، نشان دهندۀ ضعف بزرگی است که با خود ایده آلی او در تضاد است. به همین دلیل شخص چون نمی خواهد به خود ایده آلی اش ضربه ای وارد شود، از غیر منطقی بون اضطراب چشم پوشی می کند.

فرار از اضطراب

با توضیحاتی که تا اینجا داده شد، متوجه می شویم که چرا افراد سعی دارند تا از اضطراب خود فرار کنند. در ادامه روش های فرار از اضطراب را بررسی می کنیم.

ممکن است شخص سعی کند اضطراب خود را یک ترس معقول جلوه دهد؛ یعنی به آن عینّیت و دلیل بدهد ( مانند ترس واقعی). مثلا معامله گر اضطراب خود هنگام تحلیل یا مدیریت معامله را به سختی بازار نسبت می دهد و به این روش از رویارویی با اضطراب طفره می رود.

روش دیگری که شخص برای فرار از اضطراب به کار میگیرد، انکار و نادیده گرفتن اضطراب است. در این روش شخص بدون آنکه بداند اضطرابش را در ناخودگاه سرکوب میکند و به آن اجازۀ بروز نمی دهد. این کار اغلب منجر به برخی علائم جسمانی مانند تپش قلب می شود.

گاهی ممکن است فرد نسبت به اضطراب خود آگاهی داشته باشد و سعی کند برای تسلط بر آن ، خودش را در مواجه با عامل اضطراب قرار دهد؛ به این خیال که به ترس خود غلبه کند. برای مثال معامله گری که ترس مبهمی( اضطراب) از شکست خوردن و از دست دادن پول دارد؛ برای غلبه بر این احساس، با حجم زیاد و غیر اصولی به یک معامله ورود می کند.

شیوۀ دیگری که گاهی شخص برای فرار از اضطراب اتخاذ می کند، بی حس کردن تمام احساسات است. در این روش شخص ممکن است ناخودآگاه علاقۀ زیادی به فعالیت بدنی داشته باشد و تمام انرژی های خود را صرف ورزش یا تحرک زیاد کند. با این کار اضطراب، نیروی لازم برای بروز کردن را پیدا نمی کند. ویژگی این نوع فعالیت، اجباری بودن آن است؛ به همین دلیل شخص در زمان بیکاری دچار تشویش و بی قراری می شود.

مثال دیگری که برای بی حس کردن احساسات می توان به کار برد پناه بردن شخص به الکل است، که به طور موقت باعث فراموشی و بی حسی می شود. به علاوه زیاده روی در امور جنسی هم میتواند به عنوان وسیله ای برای تخلیۀ انرژی و بی حس کردن احساسات درونی شناخته شود.

آخرین و مهم ترین روشی که شخص به وسیلۀ آن از اضطراب فرار می کند اجتناب از موقعیت هایی است که منجر به تولید اضطراب می شوند.

این اجتناب گاهی اختیاری است، یعنی شخص آگاهانه از انجام آن کار یا فعالیت دوری می کند. مثلا معامله گر از تحلیل یک جفت ارز که در آن قبلا ضرر زیادی کرده، اجتناب می کند. چراکه سبب بروز اضطراب در او می شود.

همچنین اجتناب گاهی خودش را به شکل تعویق انداختن در کارها نشان میدهد؛ برای مثال شخص تحلیل بازار در زمان نزول را، که باعث اضطراب در او می شود، تا آخرین لحظه به تعویق می اندازد.

گاهی ممکن است شخص به منظور اجتناب از اضطراب، آن کار یا فعالیت را بی ارزش به حساب آورد و برای آن منطق سازی کند. مثلا معامله گری که در یک یا چند معامله ضرر کرده، به دلیل اینکه دوباره با اضطراب ناشی از ضرر رو به رو نشود، از تحلیل اشتباه خود اجتناب می کند و آن را کاری بیهوده می داند.

ترمز های درونی

اگر اجتناب کاملا به صورت ناخودآگاه صورت بپذیرد، خودش را به شکل ترمزهای درونی نشان می دهد. در این حالت شخص بدون آگاهی، بر روی تمام کارها یا فعالیت هایی که ممکن است همراه با اضطراب باشد، یک مانع درونی و مخفی قرار می دهد.

برای مثال اگر شخص از بازار های مالی یک اضطراب مخفی داشته باشد و بخواهد از آن اجتناب کند؛ به صورت ناخودآگاه یک ترمز بر سر فعالیت های ذهنی خود می گذارد. اگر این مانع یا ترمز ضعیف باشد، به شکل اختلال حواس و عدم تمرکز در تحلیل خودش را نشان می دهد. در صورت قوی بودن این موانع، ممکن است شخص به طور کلی قدرت تحلیل و تفکر خود را از دست بدهد و چشم امید به تحلیل های دیگران داشته باشد. گاهی معامله گر مجبور می شود برای بازیابی تمرکز و توانایی های خود، مدتی از بازار دور باشد تا اثر ترمز های درونی کاهش یابد.

معامله گری همراه با اضطراب

به هر میزان که اضطراب در شخص زیادتر باشد او با مشکلات بیشتری در فعالیت های حرفه ای و خصوصی خود مواجه است. حضور در بازارهای مالی نیز از این قاعده مستثنی نیست. معامله گری که همواره اضطرابی پنهان را با خود حمل می کند در کار خود با سه چالش عمده رو به رو می شود.

اول اینکه همواره احساس خستگی می کند. این احساس از ذهن شخص شروع شده و سپس تمام جسم او را فرا می گیرد.

مشکل دوم کاهش کیفیت و عملکرد است. شخص رفته رفته تحلیل ها و پیش بینی هایش ضعیف تر شده و تراز مالی اش کاهش می یابد.

مشکل آخر مربوط به لذت بردن از کار است، شخصی که در حرفۀ خود نمی تواند از کارش لذت ببرد، تمام هدفش فقط کسب پول بیشتر می شود. چنین شخصی امید دارد که با این شیوه، نارضایتی خود را جبران کند و با پول زیادی که از معامله گری به دست می آورد شادی و لذت خود را در جای دیگری تامین کند.

در صورتی که شخص به هیچ کدام از روش های گفته شده نتواند اضطراب خود را کاهش دهد و یا از آن دوری کند، ممکن است در یک اقدام غیر منطقی، به یک باره، آن کار یا فعالیت را کنار بگذارد. مثلا اگر در بازارهای مالی فعالیت می کند، چون تحمل حجم بیشتری از اضطراب و فشار را ندارد، سرمایه خود را از مارکت خارج میکند. از آنجایی که بیشترین اضطراب در زمان نزول بازار ایجاد می شود، شخص دارایی خود را با ضرر میفروشد. که به آن اصطلاحاً (panic selling) می گویند.

سخن آخر

همانطور که گفته شد هستۀ اضطراب توسط خانواده، در خاکِ حاصلخیزِ روانِ کودک، کاشته می شود. این کار به وسیله سرکوب خشم و انتقاد صورت می پذیرد. در دوران بزرگسالی، جامعه و حکومت ها نقش پر رنگ تری در این سرکوب بازی می کنند و آن هسته، با گذشت زمان، به یک درخت تنومند تبدیل می شود.

با تکرار سرکوب های بیرونی، این موانع کم کم به درون منتقل می شوند و شخص بی آنکه بداند مسئولیت آبیاری و رشد درختِ اضطراب خود را بر عهدی می گیرد. پس از رشد کامل و بارور شدن درخت، شخص آماده می شود تا میوۀ آن را درون خاک حاصلخیز دیگری بکارد. به این صورت، اضطراب و عصبیت، به نسل های بعدی انتقال می یابد. خانواده و جامعه ای که این حلقه های باطل در آن شکل می گیرد، محکوم به رشد نکردن و عقب ماندگی است. و این محکومیت تا زمانی ادامه خواهد داشت که مردمی با مطالعه و تفکر از رشد بیشتر درخت خود جلوگیری کنند و مانع از انتقال آن به نسل های بعدی شوند.

این مقاله توسط دانشجویان دانشکده ی بازار گروه سرمایه گذاری مهدی رجبی نگارش یافته است و گروه سرمایه گذاری مهدی رجبی نسبت به کلیه ريسك ها، تصمیمات، برداشت ها و اقدامات شما عزیزان، سلب مسئولیت می نماید و مسئولیت یا پاسخی برای معاملات دوستان نخواهد داشت.
در 
گروه سرمایه گذاری مهدی رجبی دوره های مختلفی وجود دارد که می توان به کتاب بازاریابی در رکود، آموزش مدیریت سرمایه، دوره جامع ارزهای دیجیتال، دوره رایگان آشنایی با ارزهای دیجیتال، دوره معامله گری در بازارهای مالی، آموزش صرافی کوکوین  و تحلیل بازارهای مالی و پیش بینی اقتصاد 1401  اشاره کرد.
مقالات 
گروه سرمایه گذاری مهدی رجبی در دسته بندی های تحلیل ارز دیجیتال، تحلیل اتریوم، تحلیل آلت کوین ها، تحلیل بیت کوین، تحلیل ریپل، تحلیل دوج کوین است.

نظرات

علی شاهی پور
3 ماه پیش
سلام و عرض ادب
بسیار عالی
دمتون گرم
پاسخ دهی
عطیه
5 ماه پیش
عالی بود خدا قوت
پاسخ دهی
Reza
6 ماه پیش
سلام جناب رجبی ..سلام دوستان عزیز .

لطفا بفرمایید راهکار چیه چطور بدون اضطراب ترید کنیم ؟؟
پاسخ دهی
مهدی رجبی
6 ماه پیش
رضا جان سلام، ما با دوستان سعی داریم این بخش روانشناسی رو تکمیل کنیم، به نظرم مقاله اول که "خود ایده آلی" هست رو بخونید،
اون برای کنترل استرس راهکار مشخص داره
پاسخ دهی
محمدرضا امارلو
6 ماه پیش
سلام ممنونم عالی بود.
پاسخ دهی
مهدی رجبی
7 ماه پیش
شهریار جان سلام،
ممنونم پسر عالی بود، هر چند قبلیه (خود ایده آلی) رو خیلی بیشتر دوست داشتم:) ولی نکاتی که فرمودی واقعا کاربری بود.
پاسخ دهی